خاطره ای کوتاه از جبهه های جنگ

که در ورودی یک روستا در کمین منافقین  افتادیم که با درایت و فرماندهی فرمانده شجاع شهید محمد افیونی کمین منافقین را شکسته و تعدادی از ضد انقلابیون کشته و زخمی و افرادی نیز اسیر شدند، که یکی از اسرا اسماعیل نام داشت. شهید افیونی از ایشان خواست که با بلندگویی که روی یک دستگاه لندرور نصب بود، ضد انقلابیون را ارشاد و خود را تسلیم نیروهای اسلام بگرداند. تعدادی بدینوسیله خود را تسلیم کرده و به توابین مشهور گردیدند چون جاده‌های این مناطق خاکی بود ضد انقلابیون اقدام به مین‌گذاری می‌کردند که موجب صدمات جبران‌ناپذیری به نیروهای اسلام بود. طی جلسه‌ای به فرماندهی شهید افیونی و سردار شهید اسلام حاج اکبرآقا بابایی فرمانده وقت عملیات کردستان، مقرر گردید تعدادی از نیروها در امتداد جاده به عنوان تأمین جاده از این اقدام ضد انقلابیون جلوگیری بعمل آورند.

مسئولیت نیروهای تأمین به عهده این جانب گذاشته شد. روش کار این بود که ساعت 7 صبح با ماشین ما را به منطقه مورد نظر اعزام و هر دو نفر روی تپّه‌ای که مشرف به جاده بود در سنگری مشغول نگهبانی بودیم و ساعت 5 بعد از ظهر مجدّداّ برای جمع‌آوری ما می‌آمدند که این عمل هر روز تکرار می‌شد. در یکی از روزها که ما را در محل مورد نظر پیاده کردند و می‌بایست ساعت 5 بعد از ظهر برای جمع‌آوری و بازگشت به پایگاه می‌آمدند، هر چه منتظر شدیم از ماشین مربوطه خبری نشد

 

به هر حال شب شد و از بازگشت به پایگاه ناامید شدیم و به علت دوری پایگاه و عدم امنیت منطقه مجبور شدیم شب را در بیابان به سر ببریم. مسئولیت این ده نفر به عهده من حقیر بود. که ایشان را جمع‌آوری کردم و پس از مدتی تأمل و تفکر به غاری در نزدیکی جاده پناه بردیم و همگی تا صبح بیدار ماندیم. پاسی از نیمه‌شب گذشته بود که در نزدیکی غار زمزمه‌‌هایی به زبان کُردی شنیدیم. پس از اندکی چون هوا مهتابی بود دیدیم حدود 50 نفر از نیروهای ضد انقلاب که قصد حمله به پایگاه نیروهای سپاه را داشتند تقریباّ در 20 متری این غار که چشمه‌ای نیز بود به تشریح عملیات خود پرداختند. و چون شب بود صدای آنان کاملاّ شنیده می‌شد و یکی از بچّه‌ها که به زبان کُردی آشنا بود متوجه صحبت آنان شد. و حتّی فرکانس بی‌سیم را، که یکی از آنان به دیگری گفت، شنید. و بعد از ظهر روز دیگر، از فرماندهی پایگاه برای جمع‌آوری ما آمدند که از سالم بودن بچه‌ها نیز  ناامید بودند، خوشحال بچه‌ها را سوار ماشین و به پایگاه مراجعت کردیم. پس از مراجعه به فرماندهی و استقبال بچه‌های پایگاه از ما، اقدام به شرح واقعه شب گذشته به فرماندهی نمودیم. که فرمانده شجاع شهید حاج اکبرآقا بابایی، از این اطلاعات به ویژه رمز فرکانس بی‌سیم ضد انقلاب، بسیار مشعوف و تمامی مکالمات ضد انقلابیون را توسط بی‌سیم شنود نمودند، که این امر کمک بسیار شایانی به روز عملیات نمود.

برگرفته از ماهنامه العباس ، متعلق به کانون فرهنگی العباس روستای نشلج ، با کمی ویرایش

/ 0 نظر / 14 بازدید