مراسم ارتحال امام(ره) ، سخنان مقام معظم رهبری در مورد جوانان نویسنده

قلم در دستم شور می گیرد و با سرعتی مضاعف می نویسد: "من یک روز، در مورد یکی از چهره های معروف اسلام که نزدیک به زمان ما هم هست از امام (ره) سوال کردم. امام در جواب من گفتند: نمی شناسم و بعد یک جمله مذمت آمیزی نسبت به آن شخص گفتند. فردای آن روز که خدمت امام رسیدم، به مجرد اینکه وارد شدم، امام فرمودند: "راجع به آن کسی که دیروز پرسیدید ،همین؛ نمی شناسم". یعنی امام آن جمله مذمت آمیز را حذف کردند. آن جمله ی مذمت آمیز نه فحش بود نه دشنام نه تهمت. درباره زیدی که شما او را قبول ندارید، دو جور برخورد می شود کرد: یک جور، آنچنانی که مطابق حق است. یک جور هم آمیزه ای از ظلم وجود دارد.

آن چیزی را بگویید که در دادگاه عدل الهی می توانید توضیح دهید نه بیشتر."

در پوست خود نمی گنجیدم از اینکه دیدم علی زمانه اینچنین با صراحت و قاطعیت در مقابل انحراف عده ای تندرو که اتفاقا محوریت نگرانی آشکار نشده ی من است، موضع گیری کردند.

تعلل را روا ندانستم و قصد کردم این نکته محجور مانده از روش و منش ائمه اطهار و امام راحل و امام خامنه ای را به آن دسته از کسانی که اگر حقیقتا و وجداناً خواهان حرکت در خط امام هستند، بگویم. هرچند گوش عده ای از همان دست کسانی که یک شخص را به خاطر جایگاه ش می ستایند و نه خلوص اخلاقی اش، به این حرف ها سنگین است اما این بار عمومی و آشکار می خواهم بگویم تا اگر گوش شنوایی هست تا اگر خیر خواهی هست تا اگر دوستدار و دلسوز واقعی نظام و انقلابی هست بدانند ملاک برتری افراد نه جایگاه و قلم اش، که ادب و اخلاق دینی اش است.
برای آن کسی نمی نویسم که وقتی انحراف از جاده اخلاقِ یک نفر را به او گوشزد کردم، برآشفت و گفت: این مسائل حاشیه ای هستند و این روزها مسائل مهمتری برای توجه وجود دارد. برای او نمی نویسم که وقتی گفتم: اتفاقا انحراف از مسیر دین اصل قضیه است. برآشفت و گفت: برای من جایگاه او مهم است نه شخصیت اش! برای آن کسی نمی نویسم که وقتی گفتم: شاه هم جایگاه داشت. گفت: من از فلانی حمایت می کنم چون قلمش خنجری به قلب فتنه است!

من روشنگری کردم تذکر دادم از سر خیرخواهی هشدار دادم که اینگونه تاختن به شخصیت افراد، در تعارض با خط امام و رهبری و بالاتر از آن مغایر سیره اخلاقی ائمه اطهار است. کدام یک از ائمه را سراغ داریم که با توهین و تحقییر و تمسخر، با دشمنانشان برخورد کرده باشند؟ اگر به نام رهبری چیزی می نویسیم اگر جوهر قلم مان از تقدس نام امام خمینی و امام خامنه ای، جوشان است، چرا آن را به توهین و تمسخر، بیالائیم؟

این نکته طلایی امام خامنه ای چنان در من تلاطمی ایجاد کرد که شتابان نزد مادرم می روم و مقابلش دو زانو می نشینم و برایش می گویم مادر، من می دانم منظور رهبری از این جوانانی که می نویسند و توهین می کنند، چیست؟ این همان چیزی بود که من منتظر بودم تا مستقیم از زبان آقا بشنوم، تا به آن ها که کباده ولایت مداری می کشند اما افراط و تندروی را ملاک و میزان اطاعت شان از رهبری می دانند و خواسته یا ناخواسته ضربه می زنند، نشان دهم موضع صریح رهبری را و ثابت کنم غش در ادعای اطاعت از رهبری آن ها را.

مادر نمی دانی من چقدر فریاد زدم، اما صدایم به جایی نرسید!

گفتم مادر، شما بگو نظرت چیست راجع به کسی که قلم خوبی دارد و خطاب به کروبی می نویسد: "کجایی شیخ؟ دلم یک ذره شده برایت و برای آن دستمالی که اخ و تف خود را با آن پاک می کردی".

مادرم تعجب می کند و ابرو در هم می کشد و می گوید: "این قلم است؟ کجای این قلم خوب است؟، قلم بدون ادب چه ارزشی دارد. یک نفری بود که هیچ سوادی نداشت، قلم نوشتاری نداشت، اما قلم زبانی داشت، ادب داشت و به همین خاطر مورد احترام همه بود"

گفتم: در حمایت از رهبری هم خیلی خوب می نویسد.
مادرم گفت: این ها رهبری را لغلغه زبانشان قرار داده اند. این ها خیانتکار هستند.
گفتم: مادر! نه! خیلی ها از او تعریف می کنند. او را تحسین می کنند. حتی برخی آدم های بزرگ.
مادرم گفت: خوب فکر کردی این بزرگ ها خیر و صلاح رهبر را می خواهند؟
مادرم گفت: برو بهش بگو اول مطالبت را در کمال آرامش، مرور کن بعد در سایتت منتشر کن.
گفتم: مادر، نوشته هایش در روزنامه هم چاپ می شود!
گفت: سعی کنید روزنامه ها را شما ها دست بگیرید نه این ها!
این حرف های مادر ساداتم بود که دامن اش، از آلودگی های دنیای سیاست، به دور است.

/ 0 نظر / 14 بازدید