شاعران:مولانا رموزی

شاید برای بسیاری از اهالی روستای نشلج و حتی خوانندگان وبلاگ این مطلب کمی عجیب باشد.نام این شاعر برای من هم کمی عجیب بود ، حتی کسانی که آشنایی خوبی با تاریخ و نخبه های روستا داشتند در هنگام نام بردن از نام این شاعر یا منکر آن شده و یا با شگفتی اظهار نظر می کردند. اما واقعا مولانا رموزی ، اهل روستای نشلج و از شاعران به نام کاشان است. این واقعیت از کتاب خلاصه الاشعار و زبده الافکار (بخش کاشان) به دست آمده است.

حال به معرفی این شاعر که برگرفته از کتاب مذکور است می پردازیم:
از زمان تولد این شاعر سندی موجود نیست ، ولی اصل وی از روستای نشلج است.او در نظم اشعار بسیار ماهر بوده و پیوسته در فقه و دیگر علوم رسایلی را نظم می نمود.از جمله اشعار مولانا رموزی مربوط به نظم کتاب شرایع است که در آن تبهر و قدرت خود را در تصحیح عقاید دینی و تنقیح مسائل یقینی نشان داده است.ایشان در علم رمل و اعداد نیز بی مثل زمان خود بوده و در دیگر علوم هم با دیگران برابری می نمود.
در اوایل جوانی به علم رمل توجه پیدا کرده و چنان در آن علم پیشرفت کرد که طریقی خاص در این رشته اختراع نمود.در احوال او چنین آمده چون رموزی شهرت و مریدانی بهم رسانیده بود به واسطه مزاجی که داشته دعوی نبوت کرد.این دعوی به گوش حاکم رسیده و پس از احضار و پرسیدن سوال، جنون مولانا رموزی عیان می گردد.به دستور حاکم ایشان را به دارالمجانین فرستادند. اما پس از اندکی حال مولانا اصلاح گشت و رفتارش مقبول شد، از بند رها شده و به مطالعه علم فقه پرداخت و در اندکی پرچم اعلمیت را بالا گرفت.
پس از مدتی ایشان به نظم کتاب شرایع الاسلام پرداخته  و در پس از زمانی  کوتاه کتاب را به پایان رسانده و علم اجتهاد را برافروخت.اما دادن  فتواهایی  که در هیچ  مذهبی نبود او را دوباره به دادگاه شرع فرستاد که از آن دادگاه با توجه به پیشینه قبلی (دعوی نبوت) نجات یافته به یزد و سپس به شیراز رفته و پس از اندک زمانی فوت می کند.

مولانا غضنفر تاریخ فوت را چنین بیان می کند:
چون رموزی به شیخ عبدالعدل * گشت گستاخ، کشت مریخش
خورد ملا چو تیر باطن شیخ: * " باطن شیخ" گشت تاریخش

نکته: باطن شیخ اشاره به سال 972 هجری قمری دارد.
در آینده ای نزدیک اشعار این شاعر در وبلاگ درج می شود.

/ 0 نظر / 17 بازدید